قهرمان ميرزا عين السلطنه

928

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

بسيار در اين دو شبانه‌روز خوش گذشت . وقت خوشى و طراوت و صفاى شمرانات است . رودخانه آب خوبى داشت . الحق تماشائى بود . تاج الدين ميرزا و شعاع الدين ميرزا ( شريكه ) نهايت مهربانى را به عمل آوردند . « جناب » قوزى همراه آنها بود . آدم خوبى است . قوز مفصلى دارد . شطرنج بلد است . كتكها خورديم و كتكها زديم . اما دو ضربت ناحق به من وارد آمد . جناب ملعون يك چماق به سرم و يكى به شست دستم زد . هنوز درد مىكند . شريكه را هم همين‌طور . جز آن عصا آلت دفاعى ندارد . جان او را همان عصا نگاه‌دارى كرده است . باغات گردش رفتيم . خيلى باغات خوب و عمارات نيكو در صفحهء شمرانات هست كه هيچ نسبت به شهر ندارد . ولنجك ديروز صبح را هم ولنجك رفتيم . بالاى محموديه و نزديك اسدآباد است . سه دانگ ملك عزيز الدوله است . رودخانهء ولنجك آب زيادى داشت . اما تابستان آب كمى دارد . قبل از ناهار دره را گرفته بالا رفتيم . آبشارهاى خوب داشت . جناب با آن قوز همه‌جا همراهى كرد . خيلى در راه رفتن زرنگ است . آرام مىرود ، اما طاقت دارد . مدتى نشسته صفا كرديم . بعد از ناهار چرتى زده سوار شديم . نزديك باغ فردوس درشكه آورده حاضر بود سوار شديم . خلازير امين الدوله را تماشا كرديم . نيم‌ساعت به غروب مانده خانهء عزيز الدوله و غروب منزل آمدم . شاه سلطنت‌آباد رفته بود . به گردوخاك شريك شديم . در چيزهاى خوب هيچ‌وقت شركت و سهم نداريم . در بلاها و صدمات اغلب شريك و سهيم‌ايم . مأموريت ملك‌آرا امروز را خانهء حضرت و الا رفتم . تشريف آورده بودند . باد در كهريزك زياد اذيت كرده بود . برعكس شمران هيچ باد نداشت و هوا ملايم بود . امشب را سفارت روس مهمان شارژدفر مىباشند . به شرافت « * » سفارت ملك‌آرا امشب را مهمانى مىدهد . آقاى عماد السلطنه دعوت داشتند . حضرت و الا ملك‌آرا هيجدهم ماه عازم مأموريت خود مىشوند . مىگويند از عثمانى براى تبريك سال پنجاهم شاه سفيرى مىآيد . دولت عثمانى در اين فقره پرروئى كرد ، ابدا راضى نبودند . چنانچه به ساير دول اعلان نكردند و به سفراى مقيم طهران گفتند نيم‌رسمى خواهد بود و لازم نيست كسى بيايد . نه عمارت دارند نه پول و اوضاع و دستگاه براى همين يك نفر و اين دو سه شب مهمانى الان درمانده‌اند . وضع گوشت - حاكم طهران عمل گوشت شلوغ است . خيلى كم است و هر دقيقه يك قيمت دارد . حضرت و الا نايب السلطنه آنچه گوسفند پروار در اطراف طهران چوبدارها داشته‌اند همانطور

--> ( * ) در معناى honneur ( افتخار ) آورده است .